سيد محمد على ايازى
53
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
تناقض گويى اين روايات را به گونهاى توجيه و با جمعهاى تبرعى و از همان سنخ معنا كردن ابن حجر و ديگران ، به نوعى مسأله تأليف قرآن پس از پيامبر را احياء كنند و بگويند قرآن در حيات پيامبر از نظر سورهها پراكنده و نامعين بود و دليل آنها ، اين روايات جمع قرآن است . در حالى كه ديديم جمع زيادى از دانشمندان بزرگ مانند : حارث بن اسد محاسبى ( م 243 ) در رساله العقل و فهم القرآن « 1 » ، و ابن انبارى « 2 » ( م 328 ) و ابو جعفر نحاس ( م 338 ه ) و ابو بكر محمد بن عبد اللّه معروف بن ابن اشته اصفهانى ( م 360 ) در كتاب المصاحف « 3 » و سيد مرتضى ( م 436 ) در رساله طرابلسيات « 4 » ، و ابو بكر باقلانى « 5 » ( م 403 ه ) و طبرسى در مجمع البيان « 6 » و ابن الحصار « 7 » ( م 611 ه ) و خازن « 8 » ( م 741 ه ) و ابن طاووس « 9 » ( م 664 ه ) و جمعى ديگر ، اصولا تأليف و ترتيب را در عصر پيامبر مىدانند و گردآورىهاى بعدى را تنها امرى صورى و نگارشى و احيانا پيشگيرى از برخى پراكندگىها مىدانند . اما ايشان ، در پاسخ اشكال آية اللّه خويى درباره نخستين جمعآورى كننده قرآن مىنويسند : « ما هرگز تناقضى ميان روايات جمع قرآن نمىبينيم ، زيرا بدون شك اين عمر بود كه به ابو بكر پيشنهاد كرد قرآن را گردآورى كند ، و ابو بكر زيد را مأمور ساخت كه كار جمع را به عهده بگيرد . بنابر اين اشكال
--> ( 1 ) زركشى ، البرهان ، ج 1 / 333 . ( 2 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 217 . ( 3 ) همان مدرك / 218 . ( 4 ) طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 / 15 . ( 5 ) زركشى ، البرهان ، ج 1 / 330 ، ( 6 ) مجمع البيان ، ج 1 / 15 . ( 7 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 219 . ابن حصار على بن محمد الخزرجى كه كتابى در ناسخ و منسوخ دارد . ( 8 ) خازن ، لباب التأويل ، ج 1 / 7 . ( 9 ) سيد بن طاووس ، سعد السعود / 192 .